تقدیم به سرگشته
http://loveislife.blogfa.com
همه چیز از همه جا از همه کس
یک ترفند جالب البته از یه وبلاگ گرفتم یادم رفت کدوم بود ازشون
همین جا پوزش میخوام اما ترفند
مقدار کارکرد مانیتور ال جی
منو - ستاپ- لنگویج(زبان)- زبان ژاپنی- مقدار کارکرد به ساعت پایین زبان
|
نتایج قرعه کشی و اولویت بندی واگذاری تلفن همراه
زمان واگذاری اولویت ها
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"دل بی دوست ذلی غمگین است"
گفته بودی که چرا با غم من می سازی؟
غم دوری تو جانکاه ولی شیرین است
گفته بودی که چرا تا دل شب بیدارم
همه خوابند ولی همدم من پروین است
............
آدولف هيتلر................ديكتاتور آلمان.................نقاش پوستر
آلبرت انيشتن...........فيزيكدان....منشي اداره ثبت
الويس پريسلي..........خواننده........................راننده كاميون
اميركبير................صدراعظم ناصرالدين شاه..........آشپز
او هنري................نويسنده.......................گاوچران
جرالدفورد .............رئيس جمهور آمريكا........مانكن لباس مردانه
جوزپه گاريبالدي...........انقلابي ايتاليايي..................ملوان
جيمي كارتر............رئيس جمهور آمريكا..................بادام كار
رونالد ريگان........رئيس جمهور آمريكا.................هنرپيشه سينما
شون كانري......... هنرپيشه سينما........بنا و راننده كاميون
كلارك گيبل..............هنرپيشه سينما................چوب بر
ويليام فالكنر..............نويسنده.......................نقاش ساختمان
گاندي...............رهبر فقيد هند..............وكيل دادگستري
جرج واشنگتن............اولين رئيس جمهور آمريكا..............كشاورز
نادرشاه افشار........موسس سلسله افشاريه...........پوستين دوز
يعقوب ليث...............سرسلسله صفاريان...................رويگر
امير اسماعيل ساماني.......سرسلسله امراي ساماني.......ساربان
آلپتكين..........سرسلسله غزنويان............غلام زر خريد
فرخي سيستاني..........شاعر مشهور ايران.......كارگر كشاورز
حضرت محمد(ص).........پيامبر بزرگ اسلام...........شباني/ تجارت
حضرت عيسي (ع).............پيامبر بزرگ مسيحيت........... .نجار
حضرت موسي (ع).........پيامبر بزرگوار يهود...........چوپان
پانديت نهرو............نخست وزير هند...................وكيل دادگستري
موسوليني.............ديكتاتور ايتاليا.................روزنامه نويس
ساموئل مورس..........مخترع آمريكايي....................نقاش
جك لندن.............نويسنده آمريكايي...................كارگر كشتي
آلبر كامو.................نويسنده فرانسوي.............معلم
ريچارد نيكسون...........رئيس جمهور آمريكا.............وكيل دادگستري
آبراهام لينكلن.............رئيس جمهور آمريكا............هيزم شكن
گي دو موپاسان........نويسنده آلماني...........كارمند دريا داري
چارلز ديكنز...............نويسنده انگليسي.....منشي
آناتول فرانس............نويسنده فرانسوي.............كتابفروش
مولير................نويسنده بزرگ فرانسوي.........هنرپيشه
هربرت جرج ولز ........نويسنده بزرگ انگليسي.........شاگرد بزاز
ارنست همينگوي.......نويسنده بزرگ آمريكايي.............خبرنگار
ويليام شكسپير.........نويسنده بزرگ انگليسي......هنرپيشه سيار
فيدل كاسترو...........رئيس جمهور كوبا..........دانشجوي حقوق
كاردينال ريشيلو..........صدر اعظم معروف فرانسه...... كشيش
ناپلئون بناپارت...........امپراطور فرانسه.................افسر توپخانه
كريم خان زند...موسس سلسله زنديه........تير انداز سپاه نادر شاه
ژاندارك........شخصيت نيمه مذهبي و قهرمان فرانسوي.......چوپان
هانري فورد...............كارخانه دار آمريكايي............ساعت ساز
توماس اديسون..............مخترع بزرگ آمريكايي...........تلگرافچي
آلفرد نوبل.................. بنيانگذار جايزه نوبل............. كارگر كارخانه
والت ديزني...............مخترع سينماي انيمشن......پادوي مغازه
ميكلانژ...........نقاش مجسمه ساز ايتاليايي..........سنگ تراش
می میرم ار تو نیایی:ز بی کسی
گفتند که آمدنت دیر و رفتنت چه زود
یا را بگو که چگونه است این هم نفسی
باد بهاری و باران فرودین
آیا گذر نمود از این دو تا به حالا کسی؟
دیروز می گفتم که خدایا مرا ببر
امروز پرسم که چگونه به من رسی
ای وای از این بیت های غزل نما
وی درد از این دوران بی کسی
هزار که نه یک بار هم نیامدی
اینک دعا می کنم هزار شب و روز
هزار که شد تو هم یک بار بیایی
دفتر عمر مرا
دست ایام ورق ها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
مراقب گفتارت باش٬ تبدیل به کردارهایت می شوند
مراقب کردارت باش٬ تبدیل به عادت هایت می شوند
مراقب عادت هایت باش٬ شخصیت ات را می سازند
مراقب شخصیت ات باش٬ سرنوشت ات را می سازند
در دستهاي تو ،
آيا كدام رمز بشارت نهفته بود؟؟
كز من دريغ كردي .
تنها تويي ،
مثل پرنده بهاري در آفتاب
مثل زلال قطره باران صبحدم
مثل نسيم سرد سحر ،
_مثل سحر آب
آواز مهرباني تو با من
در كوچه باغهاي محبت
مثل شكوفه هاي سپيد سيب ،
ايثار سادگي ست.
افسوس !!
آيا چه كس تو را ،
از مهربان شدن با من ،
مايوس مي كند
اخ راستی خدا جان یادم رفت ٬حسن مان دارد دنبال کار می گردد
.یک کار بی زحمت برایش جور کن.هادی هم ابله مر غان گرفته است
.اگر برایت زحمتی نیست زودتر خوبش کن.حسین هم و قتی ننه میرود رختشویی همش گریه می کند.
ابجی فاطمه مان هم چشمانش ضعیف شده ولی رویش نمی شود به اقا جان بگوید
٬چون می گوید پول عینک خیلی زیاد است.اگر می شود چشمان ابجی ام را هم خوب کن.
خب....وقت تمام است دیگر٬پدرم در امد٬ خدا جان مهربان.اگر زیاد چیزی خواستم
٬معذرت می خوام ٬هنوز خیلی چیز ها هست ولی رویم نشد.دست مهر بانت را از دور می بوسم
.راستی خدا جان ننه بزرگ ارزو دارد که برود مشهد پا بوس امام رضا
.یک کاری برایش بکن بی زحمت.باز هم دست و پایت را می بوسم.
منتظر جواب و کلیه هستم.دستت درد نکند
........................................
خواست دکمه ارسال را بزند ٬دستش عرق کرده بود و چشمش سیا هی رفت٬
یهو کامیو تر خاموش شد.
خشکش زد.
صدایی ازپشت سرش گفت :اون سیستم ویروس داره ٬نگران نباش الان دوباره میاد بالا.
اسکناس هاس مچا له توی عرق کف دستش خیس شد.
دیگه وقتی برای دوباره نوشتن نبود.یک قطره اشک از گوشه چشمش غلتید روی گونه اش.
بلند شد٬ پول را دادو از کافی نت زد بیرون ٬توی راه خودش را دلداری می داد:
دو هفته دیگه باز میام...میام.
خدا جان٬ننه بزرگ از این کار که حمام توی مستراح باشد بدش می اید ولی اقا جانم می گوید حمام خانه پولدار ها هم توی مستراحشان هست.خدا جان ٬ننه بزرگ ما خیلی مواظب نجس پاکی است و گفته است هرگز به اینجور حمام ها نرود.
ولی خدا جان راستش من خیلی از حمام رفتنم می گذرد.بدنم بوی بد می گیرد و هم کلاسی هایم بد نگاهم می کنند.
راستی خدا جون٬چه خوب شد به ما تلویزیون ندادی.یک بار که از جلوی مغازه رد می شدم دیدم که ادم های توی تلویزیون چه غذا های خوشگلی می خورند ٬ حتمآ خوشمره هم هست نه؟
تا سه روز نان و ماست اصلا به دهنم مزه نمی کرد .بعضی وقت ها٬ننه که از رختشویی بر می گردد با خودش پلو می اورد.خیلی خوشمزه است است خدا جان.ننه می گوید این برکت خداست٬دستت درد نکند.
راستی خدا جان٬تو هم حتما خیلی پولداری که خانه ات را توی اسمان ساختی .تازه من عکس خا نه ی ییلاقی تو را دیده ام.همان که روی زمین است و یک پار چه سیاه رویش کشیدی.خیلی بزرگ هست ها.تازه ان همه مهمان هم داری ٬حق داری که روی زمین نیایی ٬ چون پذیرایی از ان همه ادم خیلی سخت است.
ما اصلا خا نه مان مهمان نمی اید ٬چون ما اصلا کس را نداریم.ولی اقا جانم می گوید که اگر کسی بیاید
ساعتش را می فروشد و میوه و شیرینی می خرد.
ما مهمانی هم نمی رویم٬ چون ننه می گوید بد است که یه گله ادم برود مهمانی.
خدا جان وقت دارد تمام می شود ٬ اگر بیشتر پول داشتم می ماندم و باز برایت می نوشتم.ولی قول می دهم دو هفته دیگر که مزدم را گرفتم باز بیایم و برایت ایمیل بنویسم.خدا جان به خاطر اینکه در سهایم خوب است از تو تشکر می کنم
تازه به خاطر اینکه همه توی خونه همدیگر را دوست داریم هم دستت را می بوسم.
من می دانم که بعضی از ادم های پولدار خودکشی می کنند٬ولی من هیچ وقت خودم را نمی کشم.
تازه خدا جان٬من ادم هایی را می شناسم که حتی اسم کامپیو تر را نشیدند بیچار ه ها ٬شاید ار انها هم دفعه ی بعد برایت نوشتم.
خدا جان٬ نامه مرا به کسی نشان نده و فقط خودت بخوان. صبر کن......
اخ جان٬پنجاه تومان دیگر هم دارم.خدا جان٬جوابم را بده.فقط تو را به خدا ٬به خارجی برایم ننویس.چون زبانم خوب نیست هنوز.
نوشته زیر ایمیل یک پسر مستمند برای خداست:
با سلام....
خدا جان!حر فهایم را توی نیمساعت باید برایت بنویسم.
خودت می دونی که برای پیدا کردن هر کدام از حرف ها روی
این صفحه ی کلید چقدر عرق می ریزم.
خدا جان!از وقتی پسر همسا یه پولدارمان به من گفت
که تو یک ایمیل داری که هر روز چکش می کنی٬هم خوشحال شدم و هم ناراحت.
خوشحال به خاطر اینکه می توانم درد دلم را بنویسم
و ناراحت ار اینکه ما که توی خانه کامپیوتر نداریم .
یک اتاقی مال اقا جان و ننه مان است ویک اتاق هم مال من
و حسن و هادی و حسین و زهرا و فاطمه و ننه بزرگ و
دو تا پشتی نو داریم که اکبر اقا بزاز٬خوااستگار خواهرم
زهرا برایمان اورده و یک کمد که همه چیزمان همان توست.
اشپز خانه مان هم توی حیاط هست که تازه اقا جان با اجر ساختش.
من هم مجبورم برای اینکه به تو ایمیل بزنم دو هفته برم پیش رضا ترمزی کار کنم
تا بتونم پول یک ساعت کافی نت را در بیارم.
خدا جان٬جان هر کی دوست داری زود به زود ایمیل هات رو چک کن و جواب مرا بده.
من چیز زیادی نمی خوام.
خدا جان٬اقا جانم سه هفته است هر دو تا کلیه هاش از کار افتاده و افتاده توی خانه.
خیلی چیزی بدی است.
خدا جان !من عکس کلیه را توی کتاب زیستم دیده ام ٬اندازه لوبیاست.شکم
اقا جان هم مثل نان بر بری صا ف است !برای تو که کاری ندارد.اگر می شود
یک دانه کلیه برایمان بفرست.من اقا جانم را خیلی دوست دارم.
الان بغض توی گلوی من است.ولی حواسم هست که این ادم های توی
کا فی نت که همه شیکن٬نوشته های مرا دزدکی نخوانند.چون می دانم
حسابی به من می خندندو مسخر ه ام می کنند.
خدا جان ٬ اگر می شود یک کاری بکن این اکبر اقا بمیرد .ابجی زهرایم
از اکبر اقا بدش می اید٬اما ننه می گوید که اکبر اقا شو هر زهرامان شود٬
وضعمان بهتر می شود. خدا جان٬اکبر اقا چهل سال دارد و تا حالا دو تا زنش مردند
٬ابجی زهرام فقط سیزده سال سن دارد.
خدا جان الان نیم ساعت و هفت دقیقه است که دارم یکی یکی
این حر فهای روی صفحه کلیدراپیدا می کنم.
خدا جان اگر پول داشتم هر روز برای تو ایمیل می زدم.
خوش به حال ادم های پولدار که هر روز براین ایمیل می زنند.
تازه همایون پسر همسایمون می گفت با تو چت هم کرده است.٬ خوش به حالش.
خدا جان اگر کاری کنی٬که حال اقا جانم خو ب شود خیلی خوب می شود.چون فول داده اگر حالش خوب شود برود سر گذر کار پیدا کند و بعد که پول گیرش اومد یک دوش بخرد بگذارد توی مستراح
اما هر آینه مردان عادی(عموم مردم)نبودند
هیچ وقت به بزرگی مردان بزرگ کسی پی نمی برد
از غصه میمیرم مرا مگذار و مگذر
من بی تو در ظلمت سرای زندگانی
از خویشتن سیرم مرا مگذار و مگذر
سوگند به چشمت که از تو تا دم مرگ
دل بر نمیگیرم مرا مگذار و مگذر
با پای از ره مانده در این دشت تبدار
ای وای میمیرم مرا مگذار و مگذر
دامن مکش یکباره از من زانکه بی تو
مرگ است تدبیرم مرا مگذار و مگذر
بالله غیر از جرم عاشق بودن ایدوست
بی جرم و تقصیرم مرا مگذار و مگذر
با شهپر اندیشه دنیا گردم اما
در بند تقدیرم مرا مگذار و مگذر
آشفته تر ازآشفتگان روزگارم
از غم بزنجیرم مرا مگذار و مگذر
|
بیش از 200 نوع از کلید های میانبر در ویندوز XP Esc لغو عملیات در حال انجام. |
چگونه بگویم
چرا این دل ابری خشک بی نور و تاریک
چنین زار با من اینک سر جنگ دارد
اهای ای اهورای شادی تو ای بارش مهربانی
به صحرای خشک ترک خورده از جور اهریمن زشتخو
ببار و بیار اینک ان شادی وعده داده شده در همان واپسین دم زندگانی
عکس زیر از این آدرس بر داشته شد از ایشون متشکرم
البته با اجازه ایشون
تا به تـــو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غـــــم تو را نکته به نکته مو به مو
می رود از فراق تو اب دل از دو دیــــــده ام
دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو
سالها مي پنداشتم
دوستي همچون سروی سر سبز
چهار فصلش همه
آراستگی است
من چه مي دانستم
هیبت باد زمستاني چيست
من چه مي دانستم
سبزه مي ميرد از بي آبي
سبزه يخ مي زند از سردي دل
من چه مي دانستم
دل هر کس دل نيست
قلبها صيقلي از
آهن و سنگ
قلبها بي خبر از عاطفه اند
گل به گل سنگ به سنگ اين دشت همه
يادگاران تواند
رفته اي و اينک هر سبزه و سبز سوگواران تواند
آرزوي آمدنت
در دلم مي ميرد
پاک خواهد شد
و مسنجر بی مسنجر البته شاید از جهتی برای ایرانی ها بهتر باشد که حالا
به جای ساعت ها چت کردن دقایقی به دنیای پیچیده ی اینترنت فکر کنند
و از علوم گسترده ی موجود در آن استفاده کنند
البته اگر شایعه ی بالا به حقیقت بپیوندد
که ان شاء الله چنین نخواهد شد
تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري روبروم نشستي اما از غريبه کم نداري
روبروي من نشستي توي چشم تو ستاره از صداي تو شنيدم که دلت دوسم نداره
دل تو تو آسمونا من به دنبال دل تو تو به دنبال ستاره من به ياد قسم تو
تو مگه قسم نخوردي که دلمو تنها نذاري هرگز از روز جدايي سخني به لب نياري
حالا روبروم نشستي حرف تو فقط جداييست تو قسم نخورده بودي که يه دنيا بي وفايي
تو قسم نخورده بودي روزي عشق تو ميميره نور يک ستاره شب جاي مهتاب و ميگيره
|
| ||||||
|
جمعه |
پنج شنبه |
چهارشنبه |
سه شنبه |
دوشنبه |
يكشنبه |
شنبه |
|
Fri |
Thu |
Wed |
Tue |
Mon |
Sun |
Sat |
|
١ 21 |
|
|
|
|
|
|
|
٨ 28 |
٧ 27 |
٦ 26 |
٥ 25 |
٤ 24 |
٣ 23 |
٢ 22 |
|
١٥ 5 |
١٤ 4 |
١٣ 3 |
١٢ 2 |
١١ 1 May |
١٠ 30 |
٩ 29 |
|
٢٢ 12 |
٢١ 11 |
٢٠ 10 |
١٩ 9 |
١٨ 8 |
١٧ 7 |
١٦ 6 |
|
٢٩ 19 |
٢٨ 18 |
٢٧ 17 |
٢٦ 16 |
٢٥ 15 |
٢٤ 14 |
٢٣ 13 |
|
٣١ 21 |
٣٠ 20 | |||||