تبليغاتX
کامپیوتر رودباردشت

کامپیوتر رودباردشت

همه چیز از همه جا از همه کس

تقدیم به سرگشته

http://loveislife.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 7:19 PM  توسط سید ذکریا  | 

یک ترفند جالب البته از یه وبلاگ گرفتم یادم رفت کدوم بود ازشون

همین جا پوزش میخوام اما ترفند

مقدار کارکرد مانیتور ال جی

منو -  ستاپ- لنگویج(زبان)- زبان ژاپنی- مقدار کارکرد به ساعت پایین زبان

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 10:38 PM  توسط سید ذکریا  | 

حرف دل را بگویم !                             

          یک کلام                                

          با تو بودن را دوست دارم !!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 5:0 PM  توسط سید ذکریا  | 

 

دیدی ندا خانم
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 11:46 PM  توسط سید ذکریا  | 

poem

Dance with the Rhythm Of Love

I wait for you walk by me everyday
I search shine baby and try to find the way
To tell you that I love you more day by day
I want you to be my baby
So say what I have to say

I want you to want me
I want you to be
(Ah ah)
To be mine and a part of me
Together , forever will be
(Ah ah)
I want you to touch me
So you can feel the heat
(Ah ah)
I'm burnin' for you baby
Come on ! let's to my beat
... Oooh

It's takes you to tango
It's takes you to love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
It's takes you to tango
It's takes you to love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
! You're the one I love

It's been my dream to lay by you every night
And hold your body baby nice and tight
To take you way so far away through the night
And make love to you till the moon in light

: But it
It's takes you to tango
It's takes you to love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
It's takes you to tango
! Dance with the Rhythm Of Love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
It's takes you to tango
It's takes you to love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
! You're the one I love

Say I love you
Love you baby
I love you
I love you
Ooh you know we dance two
I love you

It's takes you to tango
It's takes you to love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
It's takes you to tango
It's takes you to love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
! You're the one I love

It's takes you to tango
! Dance with the Rhythm Of Love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
It's takes you to tango
It's takes you to love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
! You're the one I love
... Oooh

It's been my dream to lay by you every night
And hold your body baby nice and tight
To take you way so far away through the night
And make love to you till the moon in light

: But it
It's takes you to tango
It's takes you to love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
It's takes you to tango
It's takes you to love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
! You're the one I love

It's takes you to tango
! Dance with the Rhythm Of Love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
It's takes you to tango
It's takes you to love
It's takes you to tango
You're the one I'm dreaming up
! You're the one I love

! Dance with the Rhythm Of Love
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 11:10 PM  توسط سید ذکریا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 11:37 PM  توسط سید ذکریا  | 

چرا هنوز هزار نشد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 2:11 AM  توسط سید ذکریا  | 

نتایج قرعه کشی و اولویت بندی واگذاری تلفن همراه

دو رقم سمت راست فیش

اولویت

07 1
55 2
58 3
39 4
37 5
45 6
20 7
60 8
02 9
83 10
84 11
87 12
32 13
10 14
42 15
33 16
34 17
53 18
65 19
48 20
79 21
59 22
49 23
88 24
72 25
دو رقم سمت راست فیش اولویت
44 51
51 52
19 53
85 54
67 55
31 56
25 57
81 58
56 59
17 60
82 61
75 62
76 63
95 64
97 65
23 66
99 67
36 68
64 69
70 70
13 71
08 72
12 73
24 74
52 75

دو رقم سمت راست فیش

اولویت
69 26
46 27
06 28
05 29
22 30
14 31
21 32
94 33
47 34
80 35
98 36
09 37
04 38
96 39
01 40
26 41
00 42
27 43
38 44
43 45
11 46
73 47
93 48
91 49
16 50
دو رقم سمت راست فیش اولویت
28 76
30 77
63 78
86 79
90 80
54 81
74 82
35 83
71 84
41 85
92 86
50 87
15 88
89 89
68 90
57 91
78 92
77 93
40 94
29 95
61 96
03 97
18 98
66 99
62 100

 زمان واگذاری اولویت ها

خرداد 1-2
تیر 3-6
مرداد 7-13
شهریور 14-20
مهر 21-28
آبان 29-36
آذر 37-45
دی 46-54
بهمن 55-63
اسفند 64-72
فروردین 86 73-81
اردبیهشت 86 82-90
خرداد 86 91-100

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 7:9 PM  توسط سید ذکریا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 12:42 PM  توسط سید ذکریا  | 

گفته بودی که چرا بی تو دلم غمگین است؟

"دل بی دوست ذلی غمگین است"

گفته بودی که چرا با غم من می سازی؟

غم دوری تو جانکاه ولی شیرین است

گفته بودی که چرا تا دل شب بیدارم

همه خوابند ولی همدم من پروین است

............

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 2:25 AM  توسط سید ذکریا  | 

این سایت هم برای آپلود فایل از کامپیوتر به اینترنت است:

Ripway

 

http://www.ripway.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 0:38 AM  توسط سید ذکریا  | 

عقاب
گشت غمناک دل و جان عقاب
چو ازو دور شد ايام شباب
ديدکش دور به انجام رسيد
آفتابش به لب بام رسيد
بايد از هستي دل بر گيرد
ره سوي کشور ديگر گيرد
خواست تا چاره‌ي نا چار کند
دارويي جويد و در کار کند
صبحگاهي ز پي چاره‌ي کار
گشت برباد سبک سير سوار
گله کاهنگ چرا داشت به دشت
ناگه ا ز وحشت پر ولوله گشت
وان شبان، بيم زده، دل نگران
شد پي بره‌ي نوزاد دوان
کبک، در دامن خاري آويخت
مار پيچيد و به سوراخ گريخت
آهو استاد و نگه کرد و رميد
دشت را خط غباري بکشيد
ليک صياد سر ديگر داشت
صيد را فارغ و آزاد گذاشت
چاره‌ي مرگ، نه کاريست حقير
زنده را دل نشود از جان سير
صيد هر روزه به چنگ آمد زود
مگر آن روز که صياد نبود
آشيان داشت بر آن دامن دشت
زاغکي زشت و بد اندام و پلشت
سنگ‌ها از کف طفلان خورده
جان ز صد گونه بلا در برده
سالها زيسته افزون ز شمار
شکم آکنده ز گند و مردار
بر سر شاخ ورا ديد عقاب
ز آسمان سوي زمين شد به شتاب
گفت که اي ديده ز ما بس بيداد
با تو امروز مرا کار افتاد
مشکلي دارم اگر بگشايي
بکنم آن چه تو مي‌فرمايي
گفت ما بنده‌ي در گاه توييم
تا که هستيم هواخواه توييم
بنده آماده بود، فرمان چيست؟
جان به راه تو سپارم، جان چيست؟
دل، چو در خدمت تو شاد کنم
ننگم آيد که ز جان ياد کنم
اين همه گفت ولي با دل خويش
گفت‌وگويي دگر آورد به پيش
کاين ستمکار قوي پنجه، کنون
از نياز است چنين زار و زبون
ليک ناگه چو غضبناک شود
زو حساب من و جان پاک شود
دوستي را چو نباشد بنياد
حزم را بايد از دست نداد
در دل خويش چو اين راي گزيد
پر زد و دور ترک جاي گزيد
زار و افسرده چنين گفت عقاب
که مرا عمر، حبابي است بر آب
راست است اين که مرا تيز پر است
ليک پرواز زمان تيزتر است
من گذشتم به شتاب از در و دشت
به شتاب ايام از من بگذشت
گرچه از عمر،‌ دل سيري نيست
مرگ مي‌آيد و تدبيري نيست
من و اين شه‌پر و اين شوکت و جاه
عمرم از چيست بدين حد کوتاه؟
تو بدين قامت و بال ناساز
به چه فن يافته‌اي عمر دراز؟
پدرم نيز به تو دست نيافت
تا به منزلگه جاويد شتافت
ليک هنگام دم باز پسين
چون تو بر شاخ شدي جايگزين
از سر حسرت با من فرمود
کاين همان زاغ پليد است که بود
عمر من نيز به يغما رفته است
يک گل از صد گل تو نشکفته است
چيست سرمايه‌ي اين عمر دراز؟
رازي اين جاست، تو بگشا اين راز
زاغ گفت ار تو در اين تدبيري
عهد کن تا سخنم بپذيري
عمرتان گر که پذيرد کم و کاست
ديگري را چه گنه؟ کاين ز شماست
ز آسمان هيچ نياييد فرود
آخر از اين همه پرواز چه سود؟
پدر من که پس از سيصد و اند
کان اندرز بد و دانش و پند
بارها گفت که بر چرخ اثير
بادها راست فراوان تاثير
بادها کز زبر خاک وزند
تن و جان را نرسانند گزند
هرچه از خاک، شوي بالاتر
باد را بيش گزندست و ضرر
تا بدانجا که بر اوج افلاک
آيت مرگ بود، پيک هلاک
ما از آن، سال بسي يافته‌ايم
کز بلندي، ‌رخ برتافته‌ايم
زاغ را ميل کند دل به نشيب
عمر بسيارش ار گشته نصيب
ديگر اين خاصيت مردار است
عمر مردار خوران بسيار است
گند و مردار بهين درمان‌ست
چاره‌ي رنج تو زان آسان‌ست
خيز و زين بيش، ‌ره چرخ مپوي
طعمه‌ي خويش بر افلاک مجوي
ناودان، جايگهي سخت نکوست
به از آن کنج حياط و لب جوست
من که صد نکته‌ي نيکو دانم
راه هر برزن و هر کو دانم
خانه، اندر پس باغي دارم
وندر آن گوشه سراغي دارم
خوان گسترده الواني هست
خوردني‌هاي فراواني هست
آن چه ز آن زاغ چنين داد سراغ
گندزاري بود اندر پس باغ
بوي بد، رفته از آن، تا ره دور
معدن پشه و مقام زنبور
نفرتش گشته بلاي دل و جان
سوزش و کوري دو ديده از آن
آن دو همراه رسيدند از راه
زاغ بر سفره‌ي خود کرد نگاه
گفت خواني که چنين الوان‌ست
لايق محضر اين مهمان‌ست
مي‌کنم شکر که درويش نيم
خجل از ما حضر خويش نيم
گفت و بنشست و بخورد از آن گند
تا بياموزد از او مهمان پند
عمر در اوج فلک برده بسر
دم زده در نفس باد سحر
ابر را ديده به زير پر خويش
حيوان را همه فرمانبر خويش
بارها آمده شادان ز سفر
به رهش بسته فلک طاق ظفر
سينه‌ي کبک و تذرو و تيهو
تازه و گرم شده طعمه‌ي او
اينک افتاده بر اين لاشه و گند
بايد از زاغ بياموزد پند
بوي گندش دل و جان تافته بود
حال بيماري دق يافته بود
دلش از نفرت و بيزاري، ريش
گيج شد، بست دمي ديده‌ي خويش
يادش آمد که بر آن اوج سپهر
هست پيروزي و زيبايي و مهر
فر و آزادي و فتح و ظفرست
نفس خرم باد سحرست
ديده بگشود به هر سو نگريست
ديد گردش اثري زين‌ها نيست
آن چه بود از همه سو خواري بود
وحشت و نفرت و بيزاري بود
بال بر هم زد و بر جست از جا
گفت که اي يار ببخشاي مرا
سالها باش و بدين عيش بناز
تو و مردار تو و عمر دراز
من نيم در خور اين مهماني
گند و مردار تو را ارزاني
گر در اوج فلکم بايد مرد
عمر در گند به سر نتوان برد
شهپر شاه هوا، اوج گرفت
زاغ را ديده بر او مانده شگفت
سوي بالا شد و بالاتر شد
راست با مهر فلک، همسر شد
لحظه‌يي چند بر اين لوح کبود
نقطه‌يي بود و سپس هيچ نبود

دکتر پرویز ناتل خانلری

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 2:53 AM  توسط سید ذکریا  | 

http://www.tv2.ir

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 10:55 PM  توسط سید ذکریا  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 6:1 PM  توسط سید ذکریا  | 

مشاهیر جهان قبلا چه کاره بوده اند

آدولف هيتلر................ديكتاتور آلمان.................نقاش پوستر
 
آلبرت انيشتن...........فيزيكدان....منشي اداره ثبت
 
الويس پريسلي..........خواننده........................راننده كاميون
 
اميركبير................صدراعظم ناصرالدين شاه..........آشپز
 
او هنري................نويسنده.......................گاوچران
 
جرالدفورد .............رئيس جمهور آمريكا........مانكن لباس مردانه
 
جوزپه گاريبالدي...........انقلابي ايتاليايي..................ملوان
 
جيمي كارتر............رئيس جمهور آمريكا..................بادام كار
 
رونالد ريگان........رئيس جمهور آمريكا.................هنرپيشه سينما
 
شون كانري......... هنرپيشه سينما........بنا و راننده كاميون
 
كلارك گيبل..............هنرپيشه سينما................چوب بر
 
ويليام فالكنر..............نويسنده.......................نقاش ساختمان
 
گاندي...............رهبر فقيد هند..............وكيل دادگستري
 
جرج واشنگتن............اولين رئيس جمهور آمريكا..............كشاورز
 
نادرشاه افشار........موسس سلسله افشاريه...........پوستين دوز
 
يعقوب ليث...............سرسلسله صفاريان...................رويگر
 
امير اسماعيل ساماني.......سرسلسله امراي ساماني.......ساربان
 
آلپتكين..........سرسلسله غزنويان............غلام زر خريد
 
فرخي سيستاني..........شاعر مشهور ايران.......كارگر كشاورز
 
حضرت محمد(ص).........پيامبر بزرگ اسلام...........شباني/ تجارت
 
حضرت عيسي (ع).............پيامبر بزرگ مسيحيت........... .نجار
 
حضرت موسي (ع).........پيامبر بزرگوار يهود...........چوپان
 
پانديت نهرو............نخست وزير هند...................وكيل دادگستري
 
موسوليني.............ديكتاتور ايتاليا.................روزنامه نويس
 
ساموئل مورس..........مخترع آمريكايي....................نقاش
 
جك لندن.............نويسنده آمريكايي...................كارگر كشتي
 
آلبر كامو.................نويسنده فرانسوي.............معلم
 
ريچارد نيكسون...........رئيس جمهور آمريكا.............وكيل دادگستري
 
آبراهام لينكلن.............رئيس جمهور آمريكا............هيزم شكن
 
گي دو موپاسان........نويسنده آلماني...........كارمند دريا داري
 
چارلز ديكنز...............نويسنده انگليسي.....منشي
 
آناتول فرانس............نويسنده فرانسوي.............كتابفروش
 
مولير................نويسنده بزرگ فرانسوي.........هنرپيشه
 
هربرت جرج ولز ........نويسنده بزرگ انگليسي.........شاگرد بزاز
 
ارنست همينگوي.......نويسنده بزرگ آمريكايي.............خبرنگار
 
ويليام شكسپير.........نويسنده بزرگ انگليسي......هنرپيشه سيار
 
فيدل كاسترو...........رئيس جمهور كوبا..........دانشجوي حقوق
 
كاردينال ريشيلو..........صدر اعظم معروف فرانسه...... كشيش
 
ناپلئون بناپارت...........امپراطور فرانسه.................افسر توپخانه
 
كريم خان زند...موسس سلسله زنديه........تير انداز سپاه نادر شاه
 
ژاندارك........شخصيت نيمه مذهبي و قهرمان فرانسوي.......چوپان
 
هانري فورد...............كارخانه دار آمريكايي............ساعت ساز
 
توماس اديسون..............مخترع بزرگ آمريكايي...........تلگرافچي
 
آلفرد نوبل.................. بنيانگذار جايزه نوبل............. كارگر كارخانه
 
والت ديزني...............مخترع سينماي انيمشن......پادوي مغازه
 
ميكلانژ...........نقاش مجسمه ساز ايتاليايي..........سنگ تراش

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 3:57 AM  توسط سید ذکریا  | 

باز آمدی به صورت گل های اطلسی

می میرم ار تو نیایی:ز بی کسی

گفتند که آمدنت دیر و رفتنت چه زود

یا را  بگو که چگونه است این هم نفسی

باد بهاری و باران فرودین

آیا گذر نمود از این دو تا به حالا کسی؟

دیروز می گفتم که خدایا مرا ببر

امروز پرسم که چگونه به من رسی

ای وای از این بیت های غزل نما

وی درد از این دوران بی کسی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 1:54 AM  توسط سید ذکریا  | 

هزار جهد بکردم که هزار بار بیایی

هزار که نه یک بار هم نیامدی

اینک دعا می کنم هزار شب و روز

هزار که شد تو هم یک بار بیایی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 11:45 PM  توسط سید ذکریا  | 

بیا در کوچه باغ احساس

شکست لاله را جدی بگیریم

اگر نیلوفری دیدیم زخمی

برای قلب پر دردش بمیریم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 11:36 PM  توسط سید ذکریا  | 

 

دفتر عمر مرا

 

دست ایام ورق ها زده است

 

زیر بار غم عشق

 

قامتم خم شد و پشتم بشکست

 

در خیالم اما

 

همچنان روز نخست

 

تویی آن قامت بالنده هنوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 10:12 PM  توسط سید ذکریا  | 

مراقب افکارت باش٬ آنها تبدیل به گفتارت می شوند

مراقب گفتارت باش٬ تبدیل به کردارهایت می شوند

مراقب کردارت باش٬ تبدیل به عادت هایت می شوند 

مراقب عادت هایت باش٬ شخصیت ات را می سازند

مراقب شخصیت ات باش٬ سرنوشت ات را می سازند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 10:7 PM  توسط سید ذکریا  | 

در دستهاي تو ،

آيا كدام رمز بشارت نهفته بود؟؟

كز من دريغ كردي .

 

تنها تويي ،

مثل پرنده بهاري در آفتاب

مثل زلال قطره باران صبحدم

مثل نسيم سرد سحر ،

                  _مثل سحر آب

آواز مهرباني تو با من                                         

در كوچه باغهاي محبت

مثل شكوفه هاي سپيد سيب ،

ايثار سادگي ست.

افسوس !!

آيا چه كس تو را ،

از مهربان شدن با من ،

مايوس مي كند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 2:43 AM  توسط سید ذکریا  | 

راستی

مدتی وبلاگم آپ نمیشد

علت چیه یا چی بود خدا میدونه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 1:27 AM  توسط سید ذکریا  | 

با پوزش ایمیل زیر از این ادرس بود

http://befarmaeed.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 1:14 AM  توسط سید ذکریا  | 

اخ راستی خدا جان یادم رفت ٬حسن مان دارد دنبال کار می گردد

.یک کار بی زحمت برایش جور کن.هادی هم ابله مر غان گرفته است

.اگر برایت زحمتی نیست زودتر خوبش کن.حسین هم و قتی ننه میرود رختشویی همش گریه می کند.

ابجی فاطمه مان هم چشمانش ضعیف شده ولی رویش نمی شود به اقا جان بگوید

 ٬چون می گوید پول عینک خیلی زیاد است.اگر می شود چشمان ابجی ام را هم خوب کن.

خب....وقت تمام است دیگر٬پدرم در امد٬ خدا جان مهربان.اگر زیاد چیزی خواستم

٬معذرت می خوام ٬هنوز خیلی چیز ها هست ولی رویم نشد.دست مهر بانت را از دور می بوسم

.راستی خدا جان ننه بزرگ ارزو دارد که برود مشهد پا بوس امام رضا

.یک کاری برایش بکن بی زحمت.باز هم دست و پایت را می بوسم.

منتظر جواب و کلیه هستم.دستت درد نکند

........................................

خواست دکمه ارسال را بزند ٬دستش عرق کرده بود و چشمش سیا هی رفت٬

 یهو کامیو تر خاموش شد.

خشکش زد.

صدایی ازپشت سرش گفت :اون سیستم ویروس داره ٬نگران نباش الان دوباره میاد بالا.

اسکناس هاس مچا له توی عرق کف دستش خیس شد.

دیگه وقتی برای دوباره نوشتن نبود.یک قطره اشک از گوشه چشمش غلتید روی گونه اش.

بلند شد٬ پول را دادو از کافی نت زد بیرون ٬توی راه خودش را دلداری می داد:

دو هفته دیگه باز میام...میام.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 0:42 AM  توسط سید ذکریا  | 

خدا جان٬ننه بزرگ از این کار که حمام توی مستراح باشد بدش می اید ولی اقا جانم می گوید حمام خانه پولدار ها هم توی مستراحشان هست.خدا جان ٬ننه بزرگ ما خیلی مواظب نجس پاکی است و گفته است هرگز به اینجور حمام ها نرود.

ولی خدا جان راستش من خیلی از حمام رفتنم می گذرد.بدنم بوی بد می گیرد و هم کلاسی هایم بد نگاهم می کنند.

راستی خدا جون٬چه خوب شد به ما تلویزیون ندادی.یک بار که از جلوی مغازه رد می شدم دیدم که ادم های توی تلویزیون  چه غذا های خوشگلی می خورند ٬ حتمآ خوشمره هم هست نه؟

تا سه روز نان و ماست اصلا به دهنم مزه نمی کرد .بعضی وقت ها٬ننه که از رختشویی بر می گردد با خودش پلو می اورد.خیلی خوشمزه است است خدا جان.ننه می گوید این برکت خداست٬دستت درد نکند.

راستی خدا جان٬تو هم حتما خیلی پولداری که خانه ات را توی اسمان ساختی .تازه من عکس خا نه ی ییلاقی تو را دیده ام.همان که روی زمین است و یک پار چه سیاه رویش کشیدی.خیلی بزرگ هست ها.تازه ان همه مهمان هم داری ٬حق داری که روی زمین نیایی ٬ چون پذیرایی از ان همه ادم خیلی سخت است.

ما اصلا خا نه مان مهمان نمی اید ٬چون ما اصلا کس را نداریم.ولی اقا جانم می گوید که اگر کسی بیاید

ساعتش را می فروشد و میوه و شیرینی می خرد.

ما مهمانی هم نمی رویم٬ چون ننه می گوید بد است که یه گله ادم برود مهمانی.

خدا جان وقت دارد تمام می شود ٬ اگر بیشتر پول داشتم می ماندم و باز برایت می نوشتم.ولی قول می دهم دو هفته دیگر که مزدم را گرفتم باز بیایم و برایت ایمیل بنویسم.خدا جان به خاطر اینکه در سهایم خوب است از تو تشکر می کنم

تازه به خاطر اینکه همه توی خونه همدیگر را دوست داریم هم دستت را می بوسم.

من می دانم که بعضی از ادم های پولدار خودکشی می کنند٬ولی من هیچ وقت خودم را نمی کشم.

تازه خدا جان٬من ادم هایی را می شناسم که حتی اسم کامپیو تر را نشیدند بیچار ه ها ٬شاید ار انها هم دفعه ی بعد برایت نوشتم.

خدا جان٬ نامه مرا به کسی نشان نده و فقط خودت بخوان.                صبر کن......

اخ جان٬پنجاه تومان دیگر هم دارم.خدا جان٬جوابم را بده.فقط تو را به خدا ٬به خارجی برایم ننویس.چون زبانم خوب نیست هنوز.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 0:41 AM  توسط سید ذکریا  | 

نوشته زیر ایمیل یک پسر مستمند برای خداست:

با سلام....

خدا جان!حر فهایم را توی نیمساعت باید برایت بنویسم.

خودت می دونی که برای پیدا کردن هر کدام از حرف ها روی

 این صفحه ی کلید چقدر عرق می ریزم.

خدا جان!از وقتی پسر همسا یه پولدارمان به من گفت

که تو یک ایمیل داری که هر روز چکش می کنی٬هم خوشحال شدم و هم ناراحت.

خوشحال به خاطر اینکه می توانم درد دلم را بنویسم

 و ناراحت ار اینکه ما که توی خانه کامپیوتر نداریم .

یک اتاقی مال اقا جان و ننه مان است ویک اتاق هم مال من

 و حسن و هادی و حسین و زهرا و فاطمه و ننه بزرگ و

 دو تا پشتی نو داریم که اکبر اقا بزاز٬خوااستگار خواهرم

 زهرا برایمان اورده و یک کمد که همه چیزمان همان توست.

اشپز خانه مان هم توی حیاط هست که تازه اقا جان با اجر ساختش.

من هم مجبورم برای اینکه به تو ایمیل بزنم  دو هفته برم پیش رضا ترمزی کار کنم

تا بتونم پول یک ساعت کافی نت را در بیارم.

خدا جان٬جان هر کی دوست داری زود به زود ایمیل هات رو چک کن و جواب مرا بده.

من چیز زیادی نمی خوام.

خدا جان٬اقا جانم سه هفته است هر دو تا کلیه هاش از کار افتاده و افتاده توی خانه.

خیلی چیزی بدی است.

خدا جان !من عکس کلیه را توی کتاب زیستم دیده ام ٬اندازه لوبیاست.شکم

اقا جان هم مثل نان بر بری صا ف است !برای تو که کاری ندارد.اگر می شود

یک دانه کلیه برایمان بفرست.من اقا جانم را خیلی دوست دارم.

الان بغض توی گلوی من است.ولی حواسم هست که این ادم های توی

کا فی نت که همه شیکن٬نوشته های مرا دزدکی نخوانند.چون می دانم

حسابی به من می خندندو مسخر ه ام می کنند.

خدا جان ٬ اگر می شود یک کاری بکن این اکبر اقا بمیرد .ابجی زهرایم

 از اکبر اقا بدش می اید٬اما ننه می گوید که اکبر اقا شو هر زهرامان شود٬

وضعمان بهتر می شود. خدا جان٬اکبر اقا چهل سال دارد و تا حالا دو تا زنش مردند

٬ابجی زهرام فقط سیزده سال سن دارد.

خدا جان الان نیم ساعت و هفت دقیقه است که دارم یکی یکی

 این حر فهای  روی صفحه کلیدراپیدا می کنم.

خدا جان اگر پول داشتم هر روز برای تو ایمیل می زدم.

خوش به حال ادم های پولدار که هر روز براین ایمیل می زنند.

تازه همایون پسر همسایمون می گفت با تو چت هم کرده است.٬ خوش به حالش.

خدا جان اگر کاری کنی٬که حال اقا جانم خو ب شود خیلی خوب می شود.چون فول داده اگر حالش خوب شود برود سر گذر کار پیدا کند و بعد که پول گیرش اومد یک دوش بخرد بگذارد توی مستراح

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 0:40 AM  توسط سید ذکریا  | 

.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 0:24 AM  توسط سید ذکریا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 9:57 PM  توسط سید ذکریا  | 

منظره ای زیبا

گلی تنها

صدای پر مرغابی

آسمانی آبی

یک شب مهتابی

من و ماه شب نو

.......

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 0:22 AM  توسط سید ذکریا  | 

مردان بزرگ زینت بخش تاریخند

اما هر آینه مردان عادی(عموم مردم)نبودند

هیچ وقت به بزرگی مردان بزرگ کسی پی نمی برد

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 9:2 PM  توسط سید ذکریا  | 

fire is good servants &bad master

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 0:1 AM  توسط سید ذکریا  | 

از باغ می برند تا چراغانی ات کنند تا کاج جشنهای زمستانی ات کنند پوشانده اندصبح ترا ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف!به اینرها شدن از چاه دل مبند این بار می برند که زندانی ات کنند ای گل گمان مکن به شب جشن می روی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند آب طلب کرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 7:55 PM  توسط سید ذکریا  | 

دلگیر دلگیرم مرا مگذار و مگذر

 

 از غصه میمیرم مرا مگذار و مگذر

 

 من بی تو در ظلمت سرای زندگانی

 

 از خویشتن سیرم مرا مگذار و مگذر

 

 سوگند به چشمت که از تو تا دم مرگ

 

 دل بر نمیگیرم مرا مگذار و مگذر

 

 با پای از ره مانده در این دشت تبدار

 

 ای وای میمیرم مرا مگذار و مگذر

 

 دامن مکش یکباره از من زانکه بی تو

 

 مرگ است تدبیرم مرا مگذار و مگذر

 

 بالله غیر از جرم عاشق بودن ایدوست

 

 بی جرم و تقصیرم مرا مگذار و مگذر

 

 با شهپر اندیشه دنیا گردم اما

 

 در بند تقدیرم مرا مگذار و مگذر

 

 آشفته تر ازآشفتگان روزگارم

 

 از غم بزنجیرم مرا مگذار و مگذر

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 2:3 AM  توسط سید ذکریا  | 

.......
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 10:17 PM  توسط سید ذکریا  | 

کلید های میانبر در ویندوز

 

 

بیش از 200 نوع از کلید های میانبر در ویندوز XP

 

Esc لغو عملیات در حال انجام.
F1
راهنما.
F2
در حالت عادی تغییر نام آیتم (های) انتخاب شده . در برنامه های قدیمی تر (معمولا تحت داس)ذخیره فایل جاری.
F3
جستجو.
F4 باز کردن لیست پایین رونده Address Bar

F5 به روز آوری Refresh
F6 مانند کلید Tab بین اجزای مختلف پنجره جاری سوییچ می کند.
F10 پرش به منو های اصلی یک پنجره مثلFile,Edit,View
,...
F11 پنجره جاری را تمام صفحه می کند.
PrintScreen در ویندوز از کل صفحه نمایش یک عکس می گیرد و آن را در حافظه کلیپ بورد قرار می دهد و ما می توانیم در یک برنامه ویرایش عکس مثل Ms-Paint آن را Paste
کنید .
Tab
بین اجزای پنجره جاری سوییچ می کند .
Space در حالت مرورگر اینترنت اکسپلورر صفحه جاری را به پایین می برد .مثل Page Down

BackSpace در حالت عادی یعنی در مرور ویندوز یک مرحله به بالاتر میرود (معادل Up) و در مرورگر اینترنت اکسپلورر معادل Back است.
Home
رفتن به اول خط در حالت ویرایش متن و رفتن به اول صفحه در حالت مرور.
End
رفتن به آخر خط در حالت ویرایش متن و رفتن به آخر صفحه در حالت مرور.
PageUp
در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به بالا می رود.
PageDown
در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به پایین می رود.
 
ترکیبات کلید
Ctrl
:
Ctrl+q در بعضی از برنامه ها خروج است.
Ctrl+w در اکثر برنامه هایی که چند فایل را باهم باز می کنند مثل Ms-Word, کلا Ms-Office , Adobe Photoshop ,Ms-internet Explorer
, ... فایل باز شده جاری را می بندد.
Ctrl+e جستجو در مسیر جاری.
Ctrl+r تازه کردن صفحه معادل کلید F5 و Refresh

Ctrl+y وقتی که یک عمل به عقب باز میگردیم (Undo) این کلید ها یک عمل به جلو می روند (Redo) البته در بعضی برنامه ها معمولا محصولات آفیس مایکروسافت اینگونه هستند .
Ctrl+i باز کردن قسمت علاقه مندی هاFavorites
Ctrl+o باز کردن فایل جدید در اکثر برنامه ها ، معادل File>Open
Ctrl+p پرینت گرفتن در اکثر برنامه ها.
Ctrl+a
انتخاب همه آیتم ها.
Ctrl+s در اکثر برنامه ها ذخیره فایل جاری .Save

Ctrl+d در اینترنت اکسپلورر صفحه باز شده جاری را به علاقه مندی ها اضافه می کند (معادل Favorites>Add to Favorites) و در ویندوز هم آیتم (آیتم های) انتخاب شده را پاک می کند. (ترفندستان.کام)
Ctrl+f جستجو.
Ctrl+h معادل History (ابته در ویرایشگر نوت پد معادل Find / Replace است)
Ctrl+l در اینترنت اکسپلورر معادل File>Open
است.
Ctrl+z بازگشت به آخرین عملیات انجام شده .Undo

Ctrl+x انتقال (برش) آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبوردCut.
Ctrl+c کپی آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبورد.Copy
Ctrl+v فراخوانی آیتم مورد نظر از حافظه کلیپبورد.Past
Ctrl+b پنجره سازماندهی علاقه مندیها (Organize Favorites) را باز می کند.
Ctrl+n در اینترنت اکسپلورر (تقریبا تمامی مرورگرها) یک پنجره جدید باز می کند.
Ctrl+F1
در اکثر برنامه ها ی مختلف راهنمای برنامه را باز می کند .
Ctrl+F4 باز کردن لیست پایین رونده Address Bar
در مرورگر اینترنت اکسپلورر و مرورگر ویندوز.
Ctrl+F10 باز کردن منو های بالای پنجره برنامه ها مثل File,Edit
,....
Ctrl+BackSpace موقع ویرایش متن همان کار BackSpace را انجام می دهد با این تفاوت که به جای پاک کردن کاراکتر به کاراکتر کلمه به کلمه پاک می کند.
Ctrl+5 معادل Select All
در اکثر ویرایشگر های متنی.
Ctrl+Home
درحالت ویرایش مکان نما را به اول صفحه انتقال می دهد.
Ctrl+End
درحالت ویرایش مکان نما را به آخر صفحه انتقال می دهد.
Ctrl+Insert کپی آیتم(های) انتخاب شده در حافظه کلیپ بورد(Copy
).
 
 ترکیبات کلید
Alt :
Alt+A باز کردن منوی علاقه مندی ها و قرار گرفتن بر روی Add to Favorites
Alt+D انتقال مکان نما به Address Bar
Alt+F4 بستن پنجره جاری.
Alt+Space Bar
معادل راست کلیک بر روی نوار عنوان پنجره جاری.
Alt+Esc
پیمایش بین پنجره های باز جاری.
Alt+Tab
سوییچ کردن بین پنجره های باز جاری.
Alt+BackSpace در بعضی از ویرایشگرها معادل Undo
عمل می کند (معمولا ویرایشگرهای قدیمی و تحت داس)
Alt+Home
در مرورگر اینترنت اکسپلورر به صفحه خانگی پرش می کند.
Alt+Right Arrow معادل Forward
در مرورگر ویندوز.
Alt+Left Arrow معادل Back
در مرور گر ویندوز.
Alt+Number ترکیب کلید Alt به همراه زدن یک عدد از قسمت سمت راست صفحه کلید در حالت ویرایش یک کاراکتر معادل کد اسکی عدد وارد شده نمایش می دهد . مثلا اگر Alt را نگه داشته و 789 را وارد کنیم پس از رها کردن کلید Alt
این کاراکتر نمایش داده می شود : § .
Alt+Enter متعلقات (Properties
) آیتم(های) انتخاب شده را نمایش می دهد.
Alt+PrintScreen از پنجره جاری یک عکس تهیه می کند و به حافظه کلیپ بورد انتقال می دهد.
 
ترکیبات کلید
Shift
:
Shift+F10 معادل راست کلیک.
Shift+Del
پاک کردن کامل آیتم (های) انتخاب شده .یعنی بدون این که به سطل بازیافت انتقال یابد پاک می شود.
Shift+tab وارونه کاری که Tab
انجام می دهد.
Shift+Insert فراخوانی اطلاعات از حافظه کلیپبورد (Paste
)
 
ترکیبات
WinKey :
خود
WinKey باز شدن منوی Start در ویندوز.
WinKey+E باز کردن My Computer در حالت Folders
.
WinKey+R باز کردن پنجره Run.
WinKey+U باز کردن پنجره Utility Manager.
WinKey+D نمایش دسکتاپ معادل Show Desktop
WinKey+F جستجو.
WinKey+Ctrl+F
جستجوی یک کامپیوتر در شبکه.
WinKey+L قفل کردن کامپیوتر .یا رفتن به حالت Swich User

WinKey+M تمامی پنجره های باز را Minimize می کند.
WinKey+Shift+M تمامی پنجره های Minimize شده را Restore می کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 9:48 PM  توسط سید ذکریا  | 

ساعت

مردم اندر حسرت فهم درست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 9:23 PM  توسط سید ذکریا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 8:20 PM  توسط سید ذکریا  | 

دل ابری

نه باران وباد تگرگی    نه آبی آسمانش نمایان

چگونه بگویم

چرا این دل ابری خشک بی نور و تاریک

چنین زار با من اینک سر جنگ دارد

اهای ای اهورای شادی تو ای بارش مهربانی

به صحرای خشک ترک خورده از جور اهریمن زشتخو

ببار و بیار اینک ان شادی وعده داده شده در همان واپسین دم زندگانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 3:9 AM  توسط سید ذکریا  | 

http://www.shekastdareshgh3000.blogfa.com/

عکس زیر از این آدرس بر داشته شد از ایشون متشکرم

البته با اجازه ایشون

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 1:29 AM  توسط سید ذکریا  | 

تا به تـــو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو

شرح دهم غـــــم تو را نکته به نکته مو به مو

می رود از فراق تو اب دل از دو دیــــــده ام

دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 1:27 AM  توسط سید ذکریا  | 

سالها مي پنداشتم

 

          دوستي همچون سروی سر سبز

 

                            چهار فصلش همه

آراستگی است

 

من چه مي دانستم

 هیبت باد زمستاني چيست

 

من چه مي دانستم

 

    سبزه مي ميرد از بي آبي

 

                 سبزه يخ مي زند از سردي دل

 

من چه مي دانستم

 

          دل هر کس دل نيست

 

      قلبها صيقلي از

 

               آهن و سنگ

 

                            قلبها بي خبر از عاطفه اند

 

گل به گل سنگ به سنگ اين دشت همه

يادگاران تواند

 

رفته اي و اينک هر سبزه و سبز سوگواران تواند

 

              آرزوي آمدنت

 

                        در دلم مي ميرد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 11:3 PM  توسط سید ذکریا  | 

چون بوم بر خرابه دنیا نشسته ام اهل زمانه را به تماشا نشسته ام بر این سرای ماتم ودراین دیار رنج بیخود امید بسته و بیجا نشسته ام من را غم خزان است و نشاط بهار نیست!!! آسوده همچو خار به صحرا نشسته ام گر دست من ز دامن مقصود کوته است از پا فتاده ام نه از پا نشسته ام تا هیچ منتظر نگذارم مرگ را!!! من رخت خویش بسته مهیا نشسته ام یکدم ز موج حادثه ایمن نبوده ام چون ساحلم و بر لب دریا نشسته ام از عمر جز ملال ندیدم و همچنان چشم امید به فردا نشسته ام !!!
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 8:21 PM  توسط سید ذکریا  | 

  拜託你......拜託、拜託(撒嬌貌


 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 1:55 AM  توسط سید ذکریا  | 

در شایعاتی جدید اعلام شد که کلیه ی آیدی های ایرانی

پاک خواهد شد

و مسنجر بی مسنجر البته شاید از جهتی برای ایرانی ها بهتر باشد که حالا

به جای ساعت ها چت کردن دقایقی به دنیای پیچیده ی اینترنت فکر کنند

و از علوم گسترده ی موجود در آن استفاده کنند

البته اگر شایعه ی بالا به حقیقت بپیوندد

که ان شاء الله چنین نخواهد شد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 7:20 PM  توسط سید ذکریا  | 

سیزده نحس نیست
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:43 PM  توسط سید ذکریا  | 

مطلب دوستانه

تصمیم گرفتم اگه هزار بشه هزار بار دیگه |آپ کنم اما نه مثل حالا مطالبی بذارم که تا کنون تو وبلاگ هیچ احد الناسی نباشه این مطلب را دوستم به اصرار نوشت بر من خرده نگیرید چون قول دادم حذفش نکنم از این راه وارد شدم
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 9:27 PM  توسط سید ذکریا  | 

تو مگه قسم نخوردي  دلمو تنها نذاري    روبروم نشستي اما از غريبه کم نداري
روبروي من نشستي توي چشم تو ستاره             از صداي تو شنيدم که دلت دوسم نداره
دل تو تو آسمونا من به دنبال دل تو        تو به دنبال ستاره من به ياد قسم تو
تو مگه قسم نخوردي که دلمو تنها نذاري           هرگز از روز جدايي سخني به لب نياري
حالا روبروم نشستي حرف تو فقط جداييست       تو قسم نخورده بودي که يه دنيا بي وفايي
تو قسم نخورده بودي روزي عشق تو ميميره       نور يک ستاره شب جاي مهتاب و ميگيره

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 1:41 AM  توسط سید ذکریا  | 

تقویم اردی بهشت


ارديبهشت 1385
April-May 2006

جمعه

پنج شنبه

چهارشنبه

سه شنبه

دوشنبه

يكشنبه

شنبه

Fri

Thu

Wed

Tue

Mon

Sun

Sat

١

21


 

 

 

 

 

 

 

٨

28

٧

27

٦

26

٥

25

٤

24

٣

23

٢

22

١٥
 

5

١٤

4

١٣

3

١٢

2

١١

1 May

١٠

30

٩

29

٢٢

12

٢١
 

11

٢٠

10

١٩

9

١٨

8

١٧

7

١٦

6

٢٩

19

٢٨
 

18

٢٧

17

٢٦

16

٢٥

15

٢٤

14

٢٣

13

www.Ghorveh.tk

٣١

21

٣٠

20

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 11:35 PM  توسط سید ذکریا  | 

شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 11:8 PM  توسط سید ذکریا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 7:11 PM  توسط سید ذکریا  | 

مطالب قدیمی‌تر