تبليغاتX
کامپیوتر رودباردشت

کامپیوتر رودباردشت

همه چیز از همه جا از همه کس

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 10:28 PM  توسط سید ذکریا  | 

با این لینک HTTP://www.welcom.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 9:52 PM  توسط سید ذکریا  | 

خدایا چنان کن سر انجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 11:35 PM  توسط سید ذکریا  | 

Memorize your favorite poem.

 When you say , " I love you ", mean it.

 When you say , " I'm sorry " , look person in the eye.

 Believe in love at first sight.

 Never laugh at anyone's dreams.

 Talk slowly but think quickly.

 Remember that great love involve great risk.

 Don't let a little dispute injure a great relationship.

 Spend some time alone.

 Trust in God but lock your car.

 Life is too short to drink bad wine.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 0:36 AM  توسط سید ذکریا  | 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 10:58 PM  توسط سید ذکریا  | 

نام یک دیکشنری و فرهنگ اطلاعات سریع و قدرتمند انگلیسی بسیار مفید برای سیستم عامل ویندوز است که اکنون قصد معرفی آن به شما داریم . با این نرم افزار شما تقریبا قادر به جستجوی لغات در تمامی نرم افزارهای تحت ویندوز می باشید و نرم افزار به سرعت به شما معانی , مترادف ها و کلمات متشابه را نشان می دهد . برخلاف بسیاری از دیکشنری های آنلاین مطرح این نرم افزار دقیقا همان معنی مورد نظر شما را به شما می دهد . برای مثال شما میتوانید به نرم افزار بگویید که با کلیک بر روی کلمات فقط مترادف را بگوید , یا فقط کلمات متشابه را نام ببرد و یا با دابل کلیک بر روی کلمه به شما تنها معنی کلمه را بدهد و توضیحات اضافی نیاورد .

با هم به بررسی ویژگی های مختلف نرم افزار WordWeb Pro بپردازیم .

ویژگی های مختلف محیطی نرم افزار :

جستجوی کلمات در اکثر نرم افزار های تحت ویندوز .

امکان ویرایش و یا اضافه نمودن به اطاعات Database نرم افزار .

پیدا کردن کلمات متشابه و کپی کردن نتایج در کلیپ بورد .

مراجعه به سایر دیکشنری های نصب شده و موتور های جستجوی اینترنتی برای بدست آوردن معانی کلمات .

بخش جستجوی قدرتمند نرم افزار با دادن حداقل آگاهی از کلمات ( حتی تنها دانستن چند حرف ) .

امکان اضافه کردن Glossary شخصی خود .

قابلیت تنظیم برای انگلیسی آمریکایی , بریتانیایی , استرالیایی  , کانادایی و رایج آسیایی .

امکان مخفی کردن کلمات زننده یا همان Vulgar Slang ها .

ویژگی های مختلف مرتبط با Database اطلاعاتی نرم افزار :

دادن توضیخات و مترادف ها که شامل انواع کلمات مرکب و .... می شود .

نقادر به یافتن متضاد ها , مشخص کردن نوع کلمه , اعلام کلماتی که اهمیت کمتری دارند و بسیاری اطلاعات دیگر مرتبط را داراست .

شامل بیش از 156000 کلمه و 124000 مترادف برای کلمات است .

جستجو در میان بیش از 240000 کلمه که شامل مشتقات و مرکبات و حالات مختلف کلمه است .

دارای بیش از 70000 تلفظ برای کلمات به همراه راهنمایی کلیدی نرم افزار که به صورت pop-up ظاهر می گردد .

بیش از 49000 طریقه ی استفاده ی کلمات در جمله .

و درست کردن اشتباهات تایپی شما .

این نرم افزار با ویندوز های NT/95/98/2000/Me/XP سازگاری کامل دارد .

     دانلود

http://probank.blogfa.com/post-31.aspx

 

 

به این وبلاگ هم سری بزنید .عالی است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 10:39 PM  توسط سید ذکریا  | 

 

گشت و گذار در اینترنت بسیار لذت بخش است ولی بسیاری از کارهای اینترنتی به گونه ای می باشند که شما به طور مکرر و روزانه مجبور به انجامشان هستید , پر کردن فرمها , وارد کردن پسورد ها , چک کردن وبسایتها و ذخیره ی انها و .....

آیا دنبال راهی برای رهایی از شر این کارهای تکراری نیستید ؟ شرکت iOpus نرم افزار قدرتمندی با نام Internet Macros را داراست که قادر است این کارهای روز مره را برای شما به صورت خود کار انجام دهد , تنها کافیست که یک بار این کار ها را برای نرم افزار انجام دهید و سپس از آن به بعد خود نرم افزار خود به خود برایتان انجامشان می دهد !کارهایی که Internet Macros برای شما می تواند به عنوان شخصی که اهل اینترنت هستید انجام می دهد :پر کردن فرمهای سایتهای دلخواه .Auto-Login به Email و سایر بخشهای مورد نظر شما و فرستادن نامه .بازکردن و مشاهده ی وبسایتهای مختلف برای شما .ذخیره ی پسورد ها و استفاده ی سریع از آنها برای شما در اینترنت .و ....کارهایی که Internet Macros برای شما می تواند به عنوان یک Webmaster در دنیای اینترنت انجام می دهد :انجام جستجوهای اینترنتی و یا تنظیم برای دریافت اطلاعات سایتها از مراکز آنلاین بر روی سیستم شما .مشاهده ی وب سایت شما و مطلع کردن شما در صورتمواجه شدن با هر مشکلی ..شبیه سازی نرم افزار اینترنت اکسپلورر به گونه ای که سرور مقابل متوجه نخواهد شد که نرم افزار Macros این فعالیت ها را انجام می دهد .و ....iOpus Internet Macros تمامی این فعالیت ها را در کمتر از 5 دقیقه انجام می دهد !

حجم 3.54MB

لینک دانلود : http://www.sarzaminmp3.com/sarzaminmusic/Persian/128KB/Afshin%20-%20Mach/06_%20Fekresho%20Kon.mp3


کرک: http://www.serialsdb.com/get_cr.php?id=1125

منبع : http://www.linkbaron.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 9:30 PM  توسط سید ذکریا  | 

مريـــــــــــــــــــــــــــــم حيدرزاده


زير درخت آرزو  

مي خوام يه قصري بسازم پنجره هاش آبي باشه
من باشم و تو باشي يك شب مهتابي باشه
مي خوام يه كاري بكنم شايد بگي دوسم داري
مي خوام يه حرفي بزنم كه ديگه تنهام نذاري
مي خوام برات از آسمون ياساي خوشبو بچينم
مي خوام شبا عكس تو رو تو خواب گل ها ببينم
مي خوام كه جادوت بكنم هميشه پيشم بموني
از تو كتاب زندگيم يه حرف رنگي بخوني
امشب مي خوام براي تو يه فال حاقظ بگيرم
اگر كه خوب در نيومد به احترامت بميرم
امشب مي خوام تا خود صبح فقط برات دعا كنم
براي خوشبخت شدنت خدا خدا خدا كنم
امشب مي خوام رو آسمون عكس چشات و بكشم
اگه نگاهم نكني ناز نگاتو بكشم
مي خوام تو رو قسم بدم به جون هر چي عاشقه
به جون هر چي قلب صاف رنگ گل شقايقه
يه وقتي كه من نبودم بي خبر از اينجا نري
بدون يه خداحافظي پر نزني تنها نري
به موقعي فكر نكني دلم واست تنگ نميشه
فكر نكني اگه بري زندگي كمرنگ نميشه
اگه بري شبا چشام يه لحظه هم خواب ندارن
آسموناي آرزو يه قطره مهتاب ندارن
راسيتي دلت ميآد بري بدون من بري سفر
بعدش فراموشم كني برات بشم به رهگذر
اصلا بگو كه دوست داري اينجور دوست داشته باشم
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا كاشته باشم
حتي اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره تو يادم مي آد وقتي كه بارون مي زنه
اي كاش منم تو آسمون به مرغ دريايي بودم
شايد دوسم داشتي اگه آهوي صحرايي بودم
اي كاش بدوني چشمات و به ثد تا دنيا نمي دم
يه موج گيسوي تو رو به صد تا دريا نمي دم
به آرزوهام مي رسم اگر كه تو پيشم باشي
اونوقت خوشبخت ميشم مثل فرشته ها تو نقاشي
تا وقتي اينجا بموني بارون قشنگ و نم نمه
هواي رفتن كه كني كرگ گلاي مريمه
نگام كن و برام بگو بگوي مي ري يا مي موني
بگو دوسم داري يا نه مرگ گلاي شمعدوني
نامه داره تموم ميشه مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون عاشقي و بي انتها

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 1:55 AM  توسط سید ذکریا  | 

احمد شاملو


آيدا در آينه

لبانت
به ظرافت شعر
شهواني ترين بوسه ها را به شرمي چنان مبدل مي كند
كه جاندار غار نشين از آن سود مي جويد
تا به صورت انسان درآيد

و گونه هايت
با دو شيار مّورب
كه غرور ترا هدايت مي كنند و
سرنوشت مرا
كه شب را تحمل كرده ام
بي آن كه به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بكارتي سر بلند را
از رو سبيخانه هاي داد و ستد
سر به مهر باز آورده م

هرگز كسي اين گونه فجيع به كشتن خود برنخاست
كه من به زندگي نشستم!

و چشانت راز آتش است

و عشقت پيروزي آدمي ست
هنگامي كه به جنگ تقدير مي شتابد

و آغوشت
اندك جائي براي زيستن
اندك جائي براي مردن
و گريز از شهر
كه به هزار انگشت
به وقاحت
پاكي آسمان را متهم مي كند
كوه با نخستين سنگ ها آغاز مي شود
و انسان با نخستين درد

در من زنداني ستمگري بود
كه به آواز زنجيرش خو نمي كرد -
من با نخستين نگاه تو آغاز شدم

توفان ها
در رقص عظيم تو
به شكوهمندي
ني لبكي مي نوازند،
و ترانه رگ هايت
آفتاب هميشه را طالع مي كند

بگذار چنان از خواب بر آيم
كه كوچه هاي شهر
حضور مرا دريابند
دستانت آشتي است
ودوستاني كه ياري مي دهند
تا دشمني
از ياد برده شود
پيشانيت آيينه اي بلند است
تابناك و بلند،
كه خواهران هفتگانه در آن مي نگرند
تا به زيبايي خويش دست يابند

دو پرنده بي طاقت در سينه ات آوازمي خوانند
تابستان از كدامين راه فرا خواهد رسيد
تا عطش
آب ها را گوارا تر كند؟

تا آ يينه پديدار آئي
عمري دراز در آ نگريستم
من بركه ها ودريا ها را گريستم
اي پري وار درقالب آدمي
كه پيكرت جزدر خلواره ناراستي نمي سوزد!
حضور بهشتي است
كه گريز از جهنم را توجيه مي كند،
دريائي كه مرا در خود غرق مي كند
تا از همه گناهان ودروغ
شسته شوم
وسپيده دم با دستهايت بيدارمي شود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 1:48 AM  توسط سید ذکریا  | 

دگر به جوخه آتش نمي دهند طعام

 به قعر شب سفري مي كنيم در تابوت
هوا بد است
 تنفس شديد
جنبش كم
و بوي سوختگي بوي آتشي خاموش
 و شيهه هاي سمندي كه دور ميگردد
ميان پچ پچ اوراد و الوداع و امان
 نشسته شهر زبان بسته باز در تب سرد
 و راه بسته نمايد ز رخنه تابوت
به قعر شب سفري مي كنيم با كندي
چه مي كنيم ؟
كجاييم ؟
شهر مامن كو ؟
شهاب شب زده اي در مدار تاريكي
هجوم از چپ و از راست دام در هر راه
عبوروحشت ماهي در آبهاي سياه
بگو به دوست اگر حال ما بپرسد دوست
نمي كشند كسي را نمي زنند به دار
دگر به جوخه آتش نمي دهند طعام
نمي زنند كسي را به سينه غنچه خون
 شهيد در وطن ما كبود مي ميرد
 بگو كه سركشي اينجا كنون ندارد سر
بگو كه عاشقي اين جا كنون ندارد قلب
 بگو بگو به سفر مي رويم بي سردار
بگو بگو به سفر مي رويم بي سر و قلب
 بگو به دوست كه دارد اگر سر ياري
 خشونتي برساند به گردش تبري
هوا كم است هوايي شكاف روزنه اي
رفيق همنفس ! اينك نفس كه بي دم تو
 نشايد از بن اين سينه بر شود نفسي
نه مرده ايم گواه اين دل تپيده به خشم
 نه مانده ايم نشان ناخن شكسته به خون
 بخوان تلاش تن ما تو از جراحت جان
نهفته جسم نحيف اميد در آغوش
به قعر شب سفري مي كنيم چون تابوت



سياوش کسرائی


آتشي در دور دست

من بيابان هراس
 با هزاران چاه غم
 ماندگار دام شب
در اميد صبحدم
 غولها و ديوها
 رهنورد جان من
بوته ها و خارها
 زينت دامان من
 من بيابان هراس
با شيار بس شكست
 خيره در شبهاي كور
 و آتشي در دوردست
 آتشي در دوردست
 سايه مي ريزد بهشب
 چشمه ها دارد به چشم
 خنده ها دارد به لب
 سايه ها در گرد او
 گرم رقص آفتاب
 پرده پرده شور و شوق
 گونه گونه پيچ و تاب
 اي دريغا اخگري
تا به چشمان سو دهد
 راه را روشن كند
پاي را نيرو دهد
اي درخت شعله كاش
 سايه برمن داشتي
 يا نشاي روشني
 در دلم مي كاشتي
 شست و شو در روشني
چشمه هاي صبحگاه
 در نگاه نيمروز
 سينه عريان كردن آه
من بيابان هراس
 نيست جز بادم به دست
 خيره در شبهاي كور
و آتشي در دوردست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 1:43 AM  توسط سید ذکریا  | 

Days have passed
And still no sign of us
Not a hint of what used to be
When you lived in that part of me
This blinding silence
Lives in every room
Of what once was a happy home
Now we're sitting here all alone
Could this be that it was all a lie
And we're afraid to say good-bye

Who sees what we've become
I see no sense in going on
Or asking what went wrong
We sit and stare at what could be
We both  just grew apart you see
And through no fault of our own 
It's our house but not a home
It's strange to know
There's truth in what I say
Baby, I know you feel the same
And the truth is
No one's to blame
Two lonely dreamers
Playing by the rules
All we thougth of
Was me and you
Now we're faced
With a simple truth
I'd love to say that this is all a lie
But that just means I'm scared to say good-bye

Who sees what we've become
I see no sense in going on
Or asking what went wrong
We sit and stare at what could be
We both  just grew apart you see
And through no fault of our own 
It's our house but not a home
It's strange to know
There's truth in what I say
Baby, I know you feel the same
And the truth is
No one's to blame
Two lonely dreamers
Playing by the rules
All we thougth of
Was me and you
Now we're faced
With a simple truth
I'd love to say that this is all a lie
But that just means I'm scared to say good-bye

Could this be that it was all a lie
And we're just afraid to say good-bye

Who sees what we've become
I see no sense in going on
Or asking what went wrong
We sit and stare at what could be
We both  just grew apart you see
And through no fault of our own 
It's our house but not a home
It's strange to know
There's truth in what I say
Baby, I know you feel the same
And the truth is
No one's to blame
Two lonely dreamers
Playing by the rules
All we thougth of
Was me and you
Now we're faced
With a simple truth
I'd love to say that this is all a lie
But that just means I'm scared to say good-bye

Days have passed and still no sign of us
Not a hint of what used to be
When you lived in that part of me

 تقدیم به دوست عزیزم عرب که مرا به آموختن زبان انگلیسی تشویق کرد!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 0:31 AM  توسط سید ذکریا  | 

به دستور دوست گرامی ام این شعر(آرش) را مجددا گذاشتم

وبرادری هم که مرا توصیه به خرید نون کرد باید عرض کنم که این روزها برنج از نون شب هم واجب تر است.

از نظرات شما متشکرم



 

آرش کمانگیر

كودكانم داستان ما ز آرش بود
 او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
روزگاري بود
 روزگار تلخ و تاري بود
بخت ما چون روي بدخواهان ما تيره
دشمنان بر جان ما چيره
شهر سيلي خورده هذيان داشت
 بر زبان بس داستانهاي پريشان داشت
زندگي سرد و سيه چون سنگ
 روز بدنامي
 روزگار ننگ
غيرت اندر بندهاي بندگي پيچان
 عشق در بيماري دلمردگي بيجان
 فصل ها فصل زمستان شد

سنگر آزادگان خاموش
خيمه گاه دشمنان پر جوش

انجمن ها كرد دشمن
رايزن ها گرد هم آورد دشمن
تا به تدبيري كه در ناپاك دل دارند
 هم به دست ما شكست ما بر انديشند
نازك انديشانشان بي شرم
كه مباداشان دگر روزبهي در چشم
 يافتند آخر فسوني را كه مي جستند
چشم ها با وحشتي در چشمخانه هر طرف را جست و جو مي كرد
وين خبر را هر دهاني زير گوشي بازگو مي كرد
 آخرين فرمان آخرين تحقير
مرز را پرواز تيري مي دهد سامان

گر به نزديكي فرود آيد
خانه هامان تنگ
 آرزومان كور
 ور بپرد دور
تا كجا ؟ تا چند ؟
آه كو بازوي پولادين و كو سر پنجه ايمان ؟
هر دهاني اين خبر را بازگو مي كرد
چشم ها بي گفت و گويي هر طرف را جست و جو مي كرد
پير مرد اندوهگين دستي به ديگر دست مي ساييد
از ميان دره هاي دور گرگي خسته مي ناليد
برف روي برف مي باريد

 كم كمك در اوج آمد پچ پچ خفته
 خلق چون بحري بر آشفته
 به جوش آمد
 خروشان شد
 به موج افتاد
برش بگرفت وم ردي چون صدف
 از سينه بيرون داد
 منم آرش
چنين آغاز كرد آن مرد با دشمن

منم آرش سپاهي مردي آزاده
به تنها تير تركش آزمون تلختان را
اينك آماده

در اين پيكار
 در اين كار
 دل خلقي است در مشتم
اميد مردمي خاموش هم پشتم
كمان كهكشان در دست
 كمانداري كمانگيرم
شهاب تيزرو تيرم

پس آنگه سر به سوي آٍمان بر كرد
 به آهنگي دگر گفتار ديگر كرد
درود اي واپسين صبح اي سحر بدرود
كه با آرش ترا اين آخرين ديدا
ر خواهد بود
به صبح راستين سوگند
 بهپنهان آفتاب مهربار پاك بين سوگند
كه آرش جان خود در تير خواهد كرد

نظر افكند آرش سوي شهر آرام
كودكان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگين كنار در
مردها در راه
 دشمنانش در سكوتي ريشخند آميز
راه وا كردند
 كودكان از بامها او را صدا كردند
مادران او را دعا كردند
 پير مردان چشم گرداندند
 دختران بفشرده گردن بندها در مشت
همره او قدرت عشق و وفا كردند
 آرش اما همچنان خاموش
 از شكاف دامن البرز بالا رفت
راه جوياني كه مي جستند آرش را به روي قله ها پي گير

 باز گرديدند
 بي نشان از پيكر آرش
با كمان و تركشي بي تير
 آري آري جان خود در تير كرد آرش
 كار صد ها صد هزاران تيغه شمشير كرد آرش
 تير آرش را سواراني كه مي راندند بر جيحون
به ديگر نيمروزي از پي آن روز
 نشسته بر تناور ساق گردويي فرو ديدند
 و آنجا را از آن پس
مرز ايرانشهر و توران بازناميدند

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 0:23 AM  توسط سید ذکریا  | 

ببخشید مدتی سرم شلوغ است به زودی برمی گردم.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 1:52 AM  توسط سید ذکریا  | 



http://2461.blogfa.com

از این وبلاگ هم دیدن کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 0:0 AM  توسط سید ذکریا  | 


انِِّ الــــحســـــــین مصباحُ الـــــــهُدی و سفینة النّجـــاة 


 


  درخـــــــت

تو قامت بلند تمنايی اي درخت         همواره خفته است

در آغوشت آسمان                             بالايي اي درخت

     دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار

زيبايي اي درخت وقتي كه بادها در برگهاي در هم تو لانه مي كنند

وقتي كه بادها گيسوي سبزفام تو را شانه مي كنند

غوغايي اي درخت

وقتي كه چنگ وحشي باران گشوده است در بزم سرد او

خنياگر غمين خوش آوايي اي درخت

در زير پاي تو

اينجا شب است و شب زدگاني كه چشمشان صبحي نديده است

تو روز را كجا خورشيد را كجا

در دشت ديده غرق تماشايي اي درخت

چون هراز رشته تو با جان خاكيان  پيوند مي كني

پروا مكن ز رعد         پروا مكن ز برق كه بر جايي اي درخت

سر بركش اي رميده كه همچون اميد ما با مايي اين يگانه و تنهايي اي درخت     

سیاو ش کسرایی

 


 
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 11:41 PM  توسط سید ذکریا  | 

زیباست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 3:35 PM  توسط سید ذکریا  | 

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
كه ره تاريك و لغزان است
وگر دست محبت سوي كسي يازي
 به اكراه آورد دست از بغل بيرون
 كه سرما سخت سوزان است
نفس ، كز گرمگاه سينه مي آيد برون ، ابري شود تاريك
 چو ديدار ايستد در پيش چشمانت
نفس كاين است ، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك ؟
 مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چركين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي ، در بگشاي
منم من ، ميهمان هر شبت ، لولي وش مغموم
منم من ، سنگ تيپاخورده ي رنجور
 منم ، دشنام پس آفرينش ، نغمه ي ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد
 تگرگي نيست ، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
 حسابت را كنار جام بگذارم
چه مي گويي كه بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا ! گوش سرما برده است اين ، يادگار سيلي سرد زمستان است
و قنديل سپهر تنگ ميدان ، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود ، پنهان است
حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يكسان است
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسكلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است                                   {ماث}

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 4:14 PM  توسط سید ذکریا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 6:28 PM  توسط سید ذکریا  | 

http://kampuoter.blogfa.com/

مطالب زیر را از وبلاگ این دوست عزیز گرفتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 5:52 PM  توسط سید ذکریا  | 

امروز يه ترفند خيلي توپ و جالب براتون ميزارم . ترفندي كه با انجام دادنش مي تونيد پشت منوهاي بالاي فولدرها عكس بزاريد.

:: عكس زير بيانگر انجام اين كار هست :

 

 

با ديدن عكس حتما متوجه شديد كه اين ترفند به چه درد مي خوره . شما براي انجام اين كار بايد در ريجستري ويندوز دسكاري كنيد .  

خوب براي قرار دادن عكس پشت منوي بالاي فولدرها ابتدا روي منوي Start كليك كنيد و Run رو انتخاب كنيد .

در پنجره ي Run تايپ كنيد Regedit و اينتر بزنيد .

بعد از اين كار پنجره ي Regedit باز مي شه .

از قسمت سمت چپ پنجره به آدرس زير بريد :

 

HKEY_Current_User > Software > Microsoft > Internet Explorer > Toolbar

 

حال در قسمت سمت راست بايد يك داده ايجاد كنيد . براي اين كار در قسمت سمت راست پنجره راست كليك كرده و از New گزينه ي String Value رو انتخاب كنيد .

مي بينيد كه يك داده ايجاد كرده ايد ، بايد نام آنرا به BackBitmapShell تغير دهيد .

حال داده را باز كرده و آدرس عكسي را كه مي خواهيد براي پس زمينه قرار دهيد در آن وارد كنيد . توجه داشته باشيد كه فرمت عكس حتما بايد BMP باشد .( مثلا: E:\bgtoolbar.bmp )  .

باز هم اين نكته رو ميگم كه فرمت عكس حتما بايد bmp باشه ، وگرنه عكس در پس زمينه قرار نمي گيره

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 5:49 PM  توسط سید ذکریا  | 

ویندوز

ين روش براي ويندوز Xp قابل اجراست . براي قرار دادن عكس قبل از بالا آمدن ويندوز Xp  ابتدا به ريجستري ويندوز برويد .
بعد در ريجستري به آدرس زير برويد :


HKEY_USERS 
>  .DEFAULT  >  Control Panel 
>  Desktop

 
يك مقدار به نام Wallpaper از نوع String Value بسازيد( با راست كليك در سمت راست پنجره ) و آن را اجرا كنيد و در كادر پنجره ي باز شده آدرس عكس مورد نظر رو قرار بديد ( مثلا: F:\images\1.bmp )  و اينتر بزنيد. دقت داشته باشيد كه عكس بايد يك تصوير با فرمت  bmp.  باشد.
حال اگر آدرس عكس رو درست وارد كرده باشيد اون عكس قبل از اينكه ويندوز بالا بياد نمايش داده مي شه .

موفق و سربلند باشيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 5:42 PM  توسط سید ذکریا  | 

شعر

همه ميپرسند
چيست در زمزمه مبهم آب
چيست در همهمه دلكش برگ
چيست در بازي آن ابر سپيد
روي اين آبي آرام بلند
كه ترا مي برد اينگونه به ژرفاي خيال
چيست در خلوت خاموش كبوترها
چيست در كوشش بي حاصل موج
چيست در خنده جام
كه تو چندين ساعت
مات و مبهوت به آن مي نگري
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
مه به اين آبي آرام بلند
نه به اين خلوت خاموش كبوترها
نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام
من به اين جمله نمي انديشم
به تو مي انديشم
اي سراپا همه خوبي
تك و تنها به تو مي انديشم
همه وقت
 همه جا
من به هر حال كه باشم به تو ميانديشم
تو بدان اين را تنها تو بدان
تو بيا
تو بمان با من تنها تو بمان
جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب
من فداي تو به جاي همه گلها تو بخند
اينك اين من كه به پاي تو درافتاده ام باز
ريسماني كن از آن موي دراز
تو بگير
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستي تو بجوش
 من همين يك نفس از جرعه جانم باقي است
آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 6:34 PM  توسط سید ذکریا  |